حاج روباه!

خرید بک لینک
نشسته روی گنبد مثل گردو

و چسبیده به دنیا عین زالو

خوراکش حق مردم هست و شربت!

مقامش در حرم ، مسئول جارو

برای خانواده ، ابن ملجم ،

ولی توی محله ، حاج خالو

خدا را کرده در صندوق امداد ،

نشانده مثل خرزهره لب جو!

بخواند نوحه در ایام شادی،

ولی وقت عزا اشعار خواجو!

برای ریش و پشمش که تنک هست ،

پزشکش می کند تجویز ، دارو

در اطراف کویر کله دارد '

سه تا زخم قمه، ده تا نخ مو!

به پیشانیش رد پینه ی مهر ،

دقیقاً رفته تا ماتحت ابرو!

همیشه در خیابان نصف قیمت ،

فروشد دین را با شرط چاقو !

قناری را بداند اهل دوزخ،

به جغد و زاغ می گوید پرستو!

برای احتیاط مستحب، شب،

سه تا لکسوس خود را می برد توو!

به هنگام وضو در بین انظار،

دو دستش را کند شست و دهان شو!

سه تا زن دارد و مهر سه تاشان،

سه تا چادر، سه روبنده، سه پستو

اذان می گوید اما در حقیقت ،

کند دعوا که یارب مال من کو ؟!

نمی دانم چرا این حاج روباه ،

نه میمیرد نه دستش می شود رو!...

خدا یک شب اگر که بندری زد ،

نه از دنیا اثر ماند نه از او!

یواش دادبزن...

ما را در سایت یواش دادبزن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 5:20

صفحه بندی