محاسن

خرید بک لینک
همه شب ز عشق تو تب داشتم

کجابی کجابی به لب داشتم

لب تو رطب بود و من روزه دار

همیشه ویار رطب داشتم

توی جبهه ها شیمیایی شدم

ولی از خدا جان طلب داشتم

زمانی که ریش از محاسن ببود

من این تحفه را ده وجب داشتم!

ولی کاش ده درصدی سهمیه،

چو همسایه مان مش رجب داشتم

پرستار تا می شدم، سال بعد،

توی قلب تهران مطب داشتم

نه تنها مطب، چند ویلا و باغ

فرانسه اگر نه، حلب داشتم!

به عنوان منشی بر دست خود،

130 ملوس عذب داشتم !

همه کار من دزدی محض بود،

ولی پیش اینها ادب داشتم

هزاران حج، اما مدینه جلو

و صدها مدینه عقب داشتم! !...

عجب، باز هم شعر بودار شد!

خدایا تو دیدی که تب داشتم!

یواش دادبزن...

ما را در سایت یواش دادبزن دنبال می‌کنید

برچسب: محاسن,محاسن الاخلاق والعادات,محاسن حدارة,محاسن الحلو,محاسن التأويل,محاسن الإسلام,محاسن الاخلاق,محاسن ومساوئ الانترنت,محاسن التأويل للشيخ صالح المغامسي,محاسن التأويل pdf, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 10:57

صفحه بندی